Saturday, August 25, 2007

دنبال چیستی؟

بدنبال چیستی؟


فردی نزد لین جی (یکی از شاگردان بودا ) آمده ، از فیض و کمالات استاد خود داد سخن سر میدهد و از او به عنوان بزرگترین جادوگر و خارق العاده ترین فرد یاد میکند که قادر به انجام کارهای محیرالعقولی است که هیچ کس دیگر را یارای انجامش نیست . شاگرد بودا از او سوال میکند که این استاد تو ، چه توانمندی خاصی را انجام داده که به نظر تو عظیم آمده و تو را به تحسین وا داشته است ؟
مرد جواب میدهد : روزی استادم از من خواست به کنار رودخانه رویم ، وقتی بدانجا رسیدیم ، از من خواست تا یک طرف رودخانه بایستم و خود به طرف دیگر رودخانه رفت. من با کاغذی در دست در یک سوی رودخانه ایستادم و استادم درآنسوی رودخانه شروع به نوشتن کرد و آنچه او مینوشت من اینسوی آبها ، آنرا دریافت میکردم .من این را به چشم خود دیدم و قسم میخورم که واقعیت را
میگویم. ...حالا بگو ببینم استاد تو چه هنرو قدرت ویژه ای دارد و چه کارهای عجیبی قادر است انجام دهد؟

شاگرد بودا جواب میدهد: استاد من وقتی گرسنه است غذا میخورد و وقتی خسته است میخوابد

مرد با نهایت تعجب میپرسد : چه میگویی .. این چه هنر خاصی میتواند باشد...این کار را همه انسانها انجام میدهند..شاگرد بودا پاسخ میدهد: هیچ کس از عهده این کار بر نمی آید. ما وقتی خسته ایم و احتیاج به خواب داریم ، هنوز هزارو یک کار انجام میدهیم و نمیخوابیم . یا وقتی گرسته هستیم ، هزارو یک کار انجام میدهیم و غذ ا خوردن را به تعویق می اندازیم . استاد من هر وقت خوابش میاید به سادگی چشم هایش را بر هم میگذارد وبی تامل به خواب میرود یا وقتی گرسنه است همان لحظه غذا میخورد به عبارتی او در لحظه زندگی میکند و هر لحظه در آنجایی که هست واقعا حضور دارد.

این ذهن بیش طلب ماست که در همه چیز دنبال با لاتر بودن ، بهتر بودن ، قوی تر شدن ، .. میگردد و بدنبال این فلسفه . همه انسانها و روابط دنیا رتبه بندی میشوند و این کاری است که معز ما یاد گرفته و خستگی ناپذیر در حال انجام آن است. چه کسی از چه کسی بالاتر است ، بیشتر دارد ، بیشتر میداند ، بیشتر قدرت دارد و ....حتی ازدنیای مادی هم که روی بر میگردانیم و به دنیای معنویت پا میگذاریم ، باز این مغز حساب گر با خط کش و ترازو به اندازه گیری و رتبه دهی رو میاورد . هر چه قدر فرد قدرت های عجیب ماورالطبیعه بیشتر نشان دهد ( اجسام را جا به جا کند ، افکار را بخواند....) از اعتبار بیشتری برخوردار است . آنچه از بودا انتظار میرود نشان دادن معجزه ای است که بواسطه آن درجه توانمندی و اعتبارش بتواند به نمایش گذاشته شود و در مقایسه با رقبا به قول معروف کم نیاورد !

لحظه ای که از کار درجه بندی انسانها و کارها بیرون آییم و از این "تر" شدن ها شانه خالی کنیم ، به یکباره حجم عظیم اصظراب را روی شانه های خود برداشته ایم .دیگر لازم نیست برای پول بیشتر، مقام بالاتر ، مقبولیت شایان تر ، لحظه ها را قربانی کنیم . پس به وقت گرسنگی فقط به غذا می اندیشیم و هیچ چیز با هر درجه از اهمیت نمیتواند جایگزین غذا خوردن گردد. وقتی غذا میخوریم فقط به آنچه میخوریم فکر میکنیم و درهای مغز را به روی کار، پول، مشکلات آینده میبندیم. نه روزنامه میخوانیم ، نه با تلفن صحبت میکنیم ، نه تلویزیون میبینیم ، نه موزیک گوش میدهیم و نه حتی حرف میزنیم

در عین سادگی کار دشواریست که مدتها طول میکشد تا این مغز متلاطم مارا تمرین دهد تا یاد بگیریم در لحظه باشیم ! و روزی که یاد گرفتیم درلحظه باشیم ، مثل بودا" معجزه گر" نام گرفته ایم .

دنیا سراسر همه معجزه است لیکن قدرت درک آن نه نصیب همه است ! ساده ترین کارها نهایت اعجاب را در خود دارد لیکن از فهم ان عاجزیم و مدام دنبال پیجیده ترها میگردیم

اوشو میگوید

leave yourself in the life’s hands

No comments: